تبليغاتX
رسم عاشق کشی

رسم عاشق کشی

تا اطلاع ثانوي رسم عاشق كشي تعطيل

حكايت شده در پنجشنبه 27 فروردین1388 توسط ایلیا

darkhasti cartpostl cpd

     گريزی نيست از سوختن و من در ماورا،يك نگاه ، در پيله ای سوزانتر از خورشيد  

بدينسان بی صدا در خويش مي سوزم.

  و از آثار سوختن در ميان حدقه چشمان تو با حسرتی تبدار سرود تازه ای از عشق می سازم.

    من از نقش تبسم های زخمی بر لبانم،و از عمق جراحتهای احساسم،كه از زيبايی چشمان تو،

     در شعر من،بر جای مانده براي روح مغلوبم هزاران واژه زخم خورده و مجروح می سازم.

من از آغاز شب تا مرز صبح،با آيه های عشق در خلوت،تو را با شعر می خوانم.

   تو را تكرار كنان بر دفترم ترسيم می سازم.

    و از مفهوم نام تو،در آن تاريكی ممتد هزاران شعله كوچك و هزاران روشنك به ياد تو در 

     قلب شب تصوير می سازم.

       و آنگاه بی رمق با روشنك های خيالی،تا سحر بيدار می مانم.

      و من بی وقفه با فرياد تو را با شعر می خوانم.

                                                 تو در آن لحظه دلتنگی و ترديد، درون شعرهايم می يابم.

        و اين راهيست،برای لمس تو، ميان واژه های بالغ احساس ....  

    

تا حالا دلت تنگ شده؟ آنقدر که از فرط دلتنگی نتوانی گریه کنی؟ و وقتی که دلت می خواهد گریه کنی

مدام چشمانت را بمالی و دریغ از یک قطره اشک، یا از دلتنگی بمیری و تا اشکت بخواهد سرازیر شود

یکی باشد که تو نتوانی در حضورش گریه کنی.یا آنقدر خدا خدا کنی که باران ببارد و تو بی چتر مسیری

را که هر روز می رفته ای،طی می کنی تا کسی نداند،اشک است یا باران.یا مدام دل دل کنی تا شب از

راه برسد و کسی اشکهایت را نبیند.مثل الان من که تا به ذهنم دلتنگی تو خطور می کند دلتنگ میشوم

و از فرط تنهایی نمی توانم گریه کنم. خوش به حالت که یکی هست که دلتنگ دلتنگی هایت شود

و مدام از خودش بیشتر نگران توست. خوش به حالت که کسی نیست تا دلتنگ دلتنگی هایش شوی

حكايت شده در سه شنبه 29 بهمن1387 توسط ایلیا

darkhasti cartpostl cpd

حكايت شده در پنجشنبه 5 دی1387 توسط ایلیا

darkhasti cartpostl cpd

من ـــــ تو

من،
با،
تو و
تو.
یاد میگیرم من،
باور ما شدنِ،
دستمان را با تو.
یاد میگیرم من،
صبح و شب را باتو.
و پس از این دیدار،
من،
نه،
من،
نه،
که تو را،
جای خود می بینم،
در تب آینه ها.
من،
نه،
من،
نه،
که تو را،
جای خود میریزم،
به تن ثانیه ها.
جای من باش و
بتاب.
جای من باش و
بخند.
جای من سایه بکش.
جای من باران باش.
جای من هر چه که می خواهی باش.
جای من باش
که من،
اینچنین بودن را
به خودم یاد دهم.
جای من باش
که من
بودنم را با تو،
یاد دنیا بدهم.

در لبخند های سپید تو زندگی را پیدا کردم و از ذوق قطره قطره

   اشک هایم، تنهایی ام را ورق زدم .نمی خواهم تنها شاهد مردن

   یاس ها باشم که از سر سادگی می میرند و تنها همدم شان

   شب های تب دار خواب آلودگی است

   دوست داشتن فصل ششم سال است و من چه خوش خیال

   تقویم چهار فصل دلم را ورق می زنم. من حرف آخر الفبایم

   و حرف آخر بغض کهنه شکسته ای است از ندانسته های

   عالم..... من آن ستاره ای هستم که از آسمان زندگی تو پایین

   افتاده، من ستاره ای بی نور و تاریک که با چشمان دل انگیز تو

   پر نور می شود.... بیشتر از هر ستاره ای می درخشم در قلب

       دوست داشتنی تو  پس باور کن حقیقت وجودم را

حكايت شده در دوشنبه 2 دی1387 توسط ایلیا

darkhasti cartpostl cpd

درباره

مرا به مهماني چشمانت دعوت كن و برايم گلداني بياور

ميخواهم دلم را بكارم تا جوانه بزند هرگاه پيچك سبز دلم

تمام خانه ام راگرفت فرياد خواهم زد نگاه كن تمام خانه ام

همرنگ چشمان توست

ايليا

دوستان عزيزم

سایت رسمی پرسپولیس
كارت پستال درخواستي
گل بارون زده
به تو که بهترینی
باران
کولی در به در
شيفته عشق
من+تو=عشق
کاش قلبم درد تنهایی نداشت

آرشیو

دل نوشته ها
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386

امکانات

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM
طراح قالب: رامین